بنر بخش دوم «آمودیِ Anthropic و پس‌تاب جاودانه -- آیا می‌توان استفادهٔ نظامی از هوش مصنوعی را متوقف کرد؟ --»: «هیدکی یوکاوا -- روزی که سیاست علم را لگدمال کرد»

آمودیِ Anthropic و پس‌تاب جاودانه

-- آیا می‌توان استفادهٔ نظامی از هوش مصنوعی را متوقف کرد؟ --




بخش دوم: هیدکی یوکاوا — روزی که سیاست علم را لگدمال کرد


نویسنده: MikeTurkey، در گفت‌وگو با Claude
تاریخ: ۰۹ مارس ۲۰۲۶

Other Languages

AI-translated articles, except English and Japanese version.



مقدمه: پسری پانزده‌ساله در کیوتو، ۱۹۲۲


در سال ۱۹۲۲، هنگامی که آلبرت اینشتین در تالار دانشگاه کِیو ایستاد و
پنج ساعت دربارهٔ نظریهٔ نسبیت سخنرانی کرد، پسری در کیوتو زندگی
می‌کرد.

هیدکی یوکاوا، پانزده ساله.

یوکاوا که فرزند تاکوجی اوگاوا، زمین‌شناس، بود، پیش از ورود به
دبستان، خواندن «گفتارها»ی کنفوسیوس و «چهار کتاب و پنج کلاسیک» را
زیر نظر پدربزرگش آموخته بود. در کتابخانهٔ پدرش با «جوانگ‌دزی»
آشنا شد و تا پایان عمر شیفتهٔ آن ماند. مجذوب کتاب‌های تاریخ غربی
بود و هر رمان خارجی ترجمه‌شده‌ای که به دستش می‌رسید بلعید. همزمان
شور هندسه داشت. پسری بود که استعدادش در تفکر منطقی بیش از قدرت
مشاهده یا حافظه بود.

سفر اینشتین به ژاپن موجی بی‌سابقه از شور علمی در سراسر کشور
برانگیخت. هر جا که می‌رفت، فیزیک‌دان مشهور جهان همچون ستارهٔ
هالیوود استقبال می‌شد و حضورش دل نسل جوان را تسخیر کرد.
شمار کمی از پسران نبودند که سوار بر موج این شور، راه علم را
برگزیدند.

هیدکی یوکاوای پانزده‌ساله یکی از آنان بود.

او بعدها در دانشگاه امپراتوری کیوتو فیزیک نظری خواند و در جهان
مکانیک کوانتومی و نسبیت که اینشتین گشوده بود غوطه‌ور شد.

Tip

هیدکی یوکاوا (۱۹۰۷–۱۹۸۱)

فیزیک‌دان نظری اهل استان کیوتو.
وجود مِزون — ذره‌ای که نیروی درون هستهٔ اتم را واسطه‌گری
می‌کند — را از نظر تئوری پیش‌بینی کرد و در سال ۱۹۴۹ جایزهٔ نوبل
فیزیک را دریافت نمود. به‌عنوان نخستین برندهٔ نوبل ژاپنی، دستاورد
او — تنها چهار سال پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم — امید عظیمی
به ملتی هنوز تحت اشغال بخشید.
در سال‌های پایانی عمر، خود را وقف جنبش خلع سلاح هسته‌ای و صلح
کرد.

Tip

تاکوجی اوگاوا (۱۸۷۰–۱۹۴۱)

زمین‌شناس و جغرافی‌دان.
استاد دانشگاه امپراتوری کیوتو. پدر واقعی هیدکی یوکاوا بود.
یوکاوا نام خانوادگی مادرش را برگزید.
خانوادهٔ اوگاوا به خاندان علمی شهره بودند: برادر بزرگ‌تر
یوکاوا، تاماکی اوگاوا، محقق ادبیات چینی شد و برادر کوچک‌ترش
شیگِکی اوگاوا متالورژیست گردید.

Tip

گفتارها (آنالکتز)

مجموعه‌ای از سخنان و اندیشه‌های فیلسوف چینی کنفوسیوس
(حدود قرن پنجم پیش از میلاد) و شاگردانش.
متنی بنیادین در آموزش و اخلاق شرق آسیا که در ژاپن از طریق
«سودوکو» — خواندن بلند کلاسیک‌ها برای حفظ‌کردن — به‌ویژه در
دورهٔ اِدو (۱۶۰۳–۱۸۶۸) به‌طور گسترده آموخته می‌شد.
«چهار کتاب و پنج کلاسیک» متن اصلی آیین کنفوسیوسی‌اند.

Tip

جوانگ‌دزی

از کلاسیک‌های بنیادین تائویسم، منسوب به متفکر چینی جوانگ جو
(حدود قرن چهارم پیش از میلاد).
دربارهٔ نسبیت همهٔ چیزها، بی‌عملیِ طبیعی (وو وِی) و آزادیِ
روح سخن می‌گوید.
یوکاوا در تمام زندگی مجذوب فلسفهٔ جوانگ‌دزی بود و از تأثیر
آن بر شهودش در فیزیک سخن گفته است.
ارجاعاتی به جوانگ‌دزی در کتاب او «خلاقیت و شهود» یافت
می‌شود.

Tip

دانشگاه امپراتوری کیوتو

در سال ۱۸۹۷ به‌عنوان دومین دانشگاه امپراتوری ژاپن تأسیس شد
(اکنون دانشگاه کیوتو).
در کنار دانشگاه امپراتوری توکیو (اکنون دانشگاه توکیو) از
معتبرترین مؤسسات آکادمیک ژاپن است.
به سنت آزادی آکادمیک شهره است و برندگان نوبل فراوانی از جمله
هیدکی یوکاوا، سین-ایتیرو تومونَگا، کنیچی فوکویی و سوسومو
تونه‌گاوا را پرورانده است.


بخش یکم: نظریهٔ مِزون — پردهٔ دیگری از علم ناب


در سال ۱۹۳۵، هیدکی یوکاوای بیست‌وهشت‌ساله یک مقالهٔ علمی منتشر
کرد.

در درون هستهٔ اتم، چرا پروتون‌ها و نوترون‌ها به هم می‌چسبند؟
پروتون‌ها بار مثبت دارند، پس باید یکدیگر را دفع کنند. پس چرا
هسته بدون فروپاشی سر جای خود باقی می‌ماند؟

یوکاوا از نظر تئوری پیش‌بینی کرد که ذره‌ای ناشناخته میان
پروتون‌ها و نوترون‌ها در رفت‌وآمد است و همچون نوعی «چسب» هسته
را کنار هم نگه می‌دارد. از آنجا که جرم این ذره میان جرم الکترون
و پروتون قرار داشت، «مِزون» نام گرفت.

این تمرینی در فیزیک نظری ناب بود — کشفی برآمده از کنجکاوی
فکری، تلاشی برای فهم ساختار جهان بی‌نهایت ریز درون هستهٔ اتم.

همچنان‌که اینشتین رابطهٔ جرم و انرژی را از طریق E=mc² توصیف
کرد، یوکاوا ماهیت بنیادین نیروی هسته‌ای را از طریق نظریهٔ
مِزون توصیف نمود. هر دو کشف از پژوهش بنیادی سربرآوردند که هیچ
ربطی به نظامی‌گری نداشت.

در سال ۱۹۴۷، فیزیک‌دان بریتانیایی سسیل پاول پای-مِزون را در
پرتوهای کیهانی کشف کرد و درستی نظریهٔ یوکاوا را تجربی تأیید
نمود.

در سال ۱۹۴۹، هیدکی یوکاوا نخستین ژاپنی شد که جایزهٔ نوبل فیزیک
را دریافت کرد.

برای ژاپنی که جنگ به خاکسترش تبدیل کرده بود، این جایزه معنایی
ویژه داشت. تنها چهار سال پس از شکست، به ملتی که اعتمادبه‌نفس خود
را از دست داده بود امید بخشید که «ما ژاپنی‌ها هم می‌توانیم». یک‌شبه
یوکاوا قهرمان ملی شد.

اما این قهرمان ملی سرانجام با واقعیتی روبه‌رو شد: نیروی هسته‌ای
که عمرش را صرف مطالعهٔ آن کرده بود، هم برای تسلیحات و هم برای
نیروگاه‌ها به‌کار گرفته شده بود — و هر دو رنج برای مردم به
ارمغان آوردند.

Tip

مِزون

ذره‌ای زیراتمی که نیروی هسته‌ای پیوند‌دهندهٔ پروتون‌ها و
نوترون‌ها در درون هستهٔ اتم را واسطه‌گری می‌کند.
یوکاوا وجود مزون را در سال ۱۹۳۵ از نظر تئوری پیش‌بینی کرد و
در سال ۱۹۴۷ فیزیک‌دان بریتانیایی سسیل پاول با کشف پای-مزون
در مشاهدات پرتوهای کیهانی، نظریه را تأیید نمود.
پاول در سال ۱۹۵۰ جایزهٔ نوبل فیزیک را دریافت کرد.


بخش دوم: جنگ و عذاب یک دانشمند


سایه‌ای تاریک در زندگی یوکاوا هست که با سایهٔ اینشتین هم‌پوشانی
دارد.

در جریان جنگ جهانی دوم، دولت ژاپن در سال ۱۹۴۳ اعلام کرد که هدف
همهٔ پژوهش‌های علمی تحت یک آرمان واحد متحد خواهد شد: «تحقق اهداف
جنگی». هر پژوهشگری باید برای تحقیقات نظامی بسیج می‌شد.

یوکاوا می‌خواست پژوهش بنیادی‌اش را ادامه دهد. بارها و بارها از
خود پرسید — آیا باید برای جنگ تحقیق کنم؟ هر بار به همان نتیجه
بازمی‌گشت: مهم است در حوزه‌ای که بیشترین مشارکت را می‌تواند داشته
باشد به کار ادامه دهد، و پژوهش بنیادی به اندازهٔ فناوری کاربردی
ضروری است.

اما نمی‌توانست از فرمان‌های دولت سرپیچی کند. سرانجام یوکاوا مأمور
شد در پروژه‌ای پژوهشی به سفارش نیروی دریایی زیر نظر فیزیک‌دان
بونساکو آراکاتسو شرکت کند.

این تجربه ترسی عمیق در یوکاوا کاشت — ترس از آنکه علم به بیگاری
سیاست گرفته شود.

و سپس ششم اوت ۱۹۴۵ فرا رسید. هیروشیما. نهم اوت. ناگازاکی.

به‌عنوان یک فیزیک‌دان هسته‌ای، یوکاوا معنای آن بمب‌ها را عمیق‌تر
از هر کسی درک می‌کرد. می‌فهمید که نیرویی در قلب هستهٔ اتم — همان
نیرویی که مزونِ مورد مطالعه‌اش واسطه‌گری می‌کرد — در بنیان
سلاحی قرار دارد که قادر به نابودی یک شهر کامل است.

در سال ۱۹۵۵، یوکاوا نام خود را بر بیانیهٔ راسل-اینشتین افزود؛
بیانیه‌ای که اینشتین تنها چند روز پیش از مرگش امضا کرده بود.

"We appeal, as human beings, to human beings: Remember your
humanity, and forget the rest."

«ما به‌عنوان انسان از انسان‌ها درخواست می‌کنیم: انسانیت خود را
به یاد آورید و بقیه را فراموش کنید.»

آخرین امضای اینشتین، و یوکاوا پاسخش را داد.

Tip

بونساکو آراکاتسو (۱۸۹۰–۱۹۷۳)

فیزیک‌دان دانشگاه امپراتوری کیوتو.
از پیشگامان فیزیک هسته‌ای در ژاپن.
در جنگ جهانی دوم، به سفارش نیروی دریایی ژاپن پژوهش هسته‌ای
انجام داد. هیدکی یوکاوا مأمور کار در پروژهٔ او شد، هرچند
تلاش ژاپن برای ساخت بمب اتم سرانجام به دلیل کمبود منابع
ناکام ماند.
پژوهش هسته‌ای ژاپن در دوران جنگ دو شاخه داشت: «پژوهش نی-گو»
ارتش (ریکِن، به رهبری یوشیئو نیشینا) و «پژوهش اِف» نیروی
دریایی (دانشگاه امپراتوری کیوتو، به رهبری بونساکو آراکاتسو).


بخش سوم: نبرد در کمیسیون انرژی اتمی — «نهایت احتیاط»


در اول ژانویهٔ ۱۹۵۶، کمیسیون انرژی اتمی ژاپن تأسیس شد.

نخستین رئیس آن ماتسوتارو شوریکی بود — صاحب روزنامهٔ یومیئوری
شیمبون، بنیان‌گذار تلویزیون نیپون، مردی که به «پدر بیسبال حرفه‌ای
ژاپن» شهره بود و بعدها «پدر انرژی هسته‌ای» نیز لقب گرفت.

برای فهم آنچه یوکاوا با آن می‌جنگید، باید ذات حقیقی ماتسوتارو
شوریکی را شناخت.




جاه‌طلبی واقعی شوریکی هرگز انرژی هسته‌ای نبود.

بر اساس پژوهش‌های پروفسور تِتسوئو آریما از دانشگاه واسِدا، که
اسناد محرمانهٔ آزادشدهٔ CIA را از بایگانی ملی ایالات متحده (NARA)
رمزگشایی کرد، هدف واقعی شوریکی ساختن «شبکهٔ ارتباطات مایکروویو»
در سراسر کشور بود.

فناوری مایکروویو در جنگ جهانی دوم به خاطر کاربرد در توسعهٔ رادار
مورد توجه قرار گرفته بود و توانایی انتقال صدا، تصویر، متن و
تصاویر ثابت با حجم بالا و کیفیت خوب را داشت. شوریکی قصد داشت این
شبکه را در تمام کشور بگستراند و کنترل تمام زیرساخت ارتباطات را
به دست گیرد — رادیو، تلویزیون، فکس، پخش داده، بی‌سیم پلیس،
ارتباطات قطار، ارتباطات خودرو و تلفن راه دور. وقتی تلویزیون نیپون
در سال ۱۹۵۳ آغاز به کار کرد، نام رسمی شرکت «شرکت شبکهٔ تلویزیون
نیپون» بود — واژهٔ «شبکه» دقیقاً همین جاه‌طلبی را بازتاب می‌داد.

اما این نقشهٔ بزرگ به بودجه نیاز داشت. شوریکی به وام ده میلیون
دلاری از ایالات متحده، تأیید دولت ژاپن و مجوز ورود به صنعت
مخابرات نیاز داشت. با این حال، نخست‌وزیر شیگِرو یوشیدا با این
طرح مخالفت کرد و با واداشتن شرکت عمومی تلگراف و تلفن نیپون
(پیشین NTT) به درخواست وام جداگانه، درصدد مسدود کردن آن برآمد.

شوریکی به یک نتیجه رسید: برای تحقق جاه‌طلبی‌اش، باید خودش
نخست‌وزیر شود.

و شوریکی دریافت که انرژی هسته‌ای — که در آن زمان فناوری آینده‌دار
به شمار می‌رفت — می‌تواند «برگ سیاسی» قدرتمندی باشد تا او را به
نخست‌وزیری برساند.

تحقق انرژی هسته‌ای (و نسبت‌دادن افتخارش به خود) ← نخست‌وزیری ←
تحقق طرح شبکهٔ مایکروویو.

این محاسبهٔ شوریکی بود. تقریباً هیچ علاقهٔ علمی به خود انرژی
هسته‌ای نداشت. برایش، نیروگاه اتمی چیزی جز نردبان نخست‌وزیری
نبود.




پشت شوریکی، نیروی دیگری در کار بود.

شوریکی، بوروکرات سابق پلیس، پس از جنگ در زندان سوگامو به اتهام
جنایتکار جنگی ردهٔ الف بازداشت شده بود اما بدون کیفرخواست آزاد
گردید. پژوهش‌های پروفسور آریما فاش کرد که شوریکی پس از آزادی، در
عملیات‌های مخفی CIA همکاری کرده بود. در اسناد محرمانهٔ CIA، نام
رمز «پُدام» (PODAM) به شوریکی اختصاص داده شده بود.

در سال ۱۹۵۴، قایق ماهیگیری ژاپنی «اژدهای خوش‌بخت شمارهٔ ۵» در
آزمایش بمب هیدروژنی آمریکا در معرض تشعشع قرار گرفت. موجی از
احساسات ضدآمریکایی و ضدهسته‌ای سراسر ژاپن را فراگرفت. برای CIA
این «بزرگ‌ترین شکست جنگ روانی از پایان اشغال» بود.

CIA به اقدام متقابل نیاز داشت. شوریکی برای این مأموریت برگزیده شد.

هم‌راستا با سیاست «اتم برای صلح» (Atoms for Peace) رئیس‌جمهور
دوایت آیزنهاور، CIA و شوریکی شراکت تشکیل دادند. CIA می‌خواست
احساسات ضدآمریکایی را در ژاپن سرکوب و «افکار عمومی مساعد به انرژی
هسته‌ای و هوادار آمریکا» بسازد تا در برابر اتحاد شوروی بایستد.
شوریکی نخست‌وزیری می‌خواست. منافعشان هم‌سو شد.

شوریکی از یومیئوری شیمبون و تلویزیون نیپون برای راه‌اندازی
کارزار تبلیغاتی عظیم هسته‌ای استفاده کرد. هیئت‌های «اتم برای
صلح» از آمریکا دعوت شدند و رویدادهایی در سراسر کشور برگزار
گردید. فیلم تبلیغاتی علمی دیزنی «دوست ما اتم» نیز پخش شد.

Ref. فیلم تبلیغاتی علمی دیزنی «دوست ما اتم»


بدین‌ترتیب، بدون هیچ بحث علمی، مسیر سیاست هسته‌ای ژاپن با
جاه‌طلبی سیاسی و محاسبات ژئوپلیتیک تعیین شد.

در سال ۱۹۵۵، شوریکی به مجلس نمایندگان انتخاب شد. سال بعد، در
۱۹۵۶، به‌عنوان نخستین رئیس کمیسیون انرژی اتمی منصوب گردید.




در نخستین روز کاری‌اش، چهارم ژانویه، شوریکی برنامه‌اش را اعلام
کرد:

«ژاپن طی پنج سال نیروگاه اتمی خواهد ساخت.»

در آن لحظه، هیدکی یوکاوا دریافت با چه چیزی باید بجنگد.

یوکاوا که یکی از اعضای کمیسیون انرژی اتمی بود، نزدیک بود همان
روز اول استعفا دهد. کازوهیسا موری از انجمن صنعتی اتمی ژاپن و
دیگران او را به ماندن قانع کردند، اما رویارویی با شوریکی از همان
آغاز سرنوشت‌ساز بود.

برای یوکاوا، نیروی هسته‌ای موضوعی بود که تمام عمرش را وقف
مطالعه‌اش کرده بود. دانشمندی بود که ماهیت نیرویِ واسطه‌شدهٔ مزون
را عمیق‌تر از هر کسی می‌فهمید. و اکنون، فناوری‌ای که آن نیرو را
مهار می‌کرد قرار بود بدون هیچ بررسی علمی وارد شود — به‌عنوان برگ
سیاسی مردی در تکاپوی نخست‌وزیری، به‌عنوان ابزار جنگ اطلاعاتی
CIA، با روحیهٔ «پیش برو، پیش برو». برای یک دانشمند، توهینی بالاتر
از این متصور نبود.

شوریکی استدلال می‌کرد: «فناوری را از آمریکا وارد می‌کنیم و طی
پنج سال نیروگاه اتمی راه می‌اندازیم.» یوکاوا پاسخ داد: «شتاب در
ساخت رآکتور بدون پژوهش بنیادی، میراثی از فاجعه بر جا خواهد
گذاشت.»

یوکاوا در گزارش ماهانهٔ کمیسیون انرژی اتمی نوشت:

«هر تصمیمی دربارهٔ قراردادهای انرژی یا واردات رآکتورهای قدرت
بی‌تردید پیامدهای عمیق و بلندمدتی برای آیندهٔ توسعهٔ انرژی
هسته‌ای کشور ما خواهد داشت. بنابراین باید محتاط باشیم — نهایت
احتیاط بر نهایت احتیاط.»

یوکاوا تنها نبود. همکاران دانشمندش نیز با شتاب در ساخت نیروگاه
اتمی مخالف بودند. فیزیک‌دان شوهِی میاهارا، استاد دانشگاه هوکایدو،
سیاست شوریکی را «مبتذل» خواند. پروفسور کوجی فوشیمی از دانشگاه
اوساکا نگرانی‌اش را چنین بیان کرد:

«اهدافِ وحشتناک بلندپروازانه‌ای تعیین می‌شود در حالی که
پژوهشگران نادیده گرفته می‌شوند، و دانشمندان شریف در تلاش برای
بالا رفتن از آن نردبان، از آن سقوط می‌کنند.»

اما شوریکی قصد گوش‌دادن نداشت.

وقتی بوروکراتی دولتی آمد تا توضیح دهد هزینهٔ واردات رآکتور
هسته‌ای از نیروگاه حرارتی معمولی بیشتر است، پاسخ شوریکی این بود:

«خفه شو، بوروکرات بی‌اهمیت!»

در تمام روند پیش‌بُرد پروژه، کلمات «ایمنی اول» حتی یک بار از
دهان شوریکی شنیده نشد. تنها چیزی که بود، «پیش برو، پیش برو»
بود.

در همین حال، فدراسیون شرکت‌های برق ژاپن به کمیسیون انرژی اتمی
طوماری ارائه کرد و مدعی شد تا سال ۱۹۶۵ به ۴۵۰٬۰۰۰ کیلووات
انرژی هسته‌ای نیاز خواهد بود. توجیه آن پیش‌بینی «کمبود برق» در
آینده بود.

بررسی‌های بعدی نشان داد این پیش‌بینی به‌شدت اشتباه بود. تا سال
۱۹۶۵، تولید برق حرارتی به حدود ۲٫۷ برابر پیش‌بینی رسید، در حالی
که تولید انرژی هسته‌ای صفر بود. هنوز نیازی به اتکا بر انرژی
هسته‌ای نبود. اما در آن زمان، این ارقام برای حمایت از برنامهٔ
شوریکی — «نیروگاه اتمی در پنج سال» — به کار رفت.

ندای «احتیاط» دانشمندان به‌طور منظم زیر پای جاه‌طلبی سیاستمداران،
منافع جهان کسب‌وکار و استراتژی ایالات متحده لگدمال شد.

در دسامبر ۱۹۵۶، کمیسیون انرژی اتمی با وجود نگرانی‌های دانشمندان
تصمیم گرفت تا سال ۱۹۶۵ نیروگاه اتمی بسازد.

در مارس ۱۹۵۷، هیدکی یوکاوا از کمیسیون انرژی اتمی استعفا داد.
تنها یک سال و سه ماه خدمت کرده بود. دلیل رسمی «اختلال عصبی
گوارشی» بود. در واقع، استعفایی اعتراضی بود.

هشدار فیزیک‌دان برندهٔ نوبل زیر جاه‌طلبی سیاستمداری در پی
نخست‌وزیری، جنگ اطلاعاتی CIA و منافع صنعت برق خُرد شد.

Tip

ماتسوتارو شوریکی (۱۸۸۵–۱۹۶۹)

صاحب یومیئوری شیمبون، بنیان‌گذار تلویزیون نیپون و نمایندهٔ
مجلس.
بوروکرات سابق پلیس که در حفظ نظم پس از زلزلهٔ بزرگ کانتو
(۱۹۲۳) نقش داشت. پس از جنگ، به اتهام جنایتکار جنگی ردهٔ الف
در زندان سوگامو بازداشت شد اما بدون کیفرخواست آزاد گردید.
به‌عنوان نخستین رئیس کمیسیون انرژی اتمی ژاپن، ورود زودهنگام
رآکتورهای بریتانیایی را پیش برد و «پدر انرژی هسته‌ای» لقب
گرفت.
در توسعهٔ بیسبال حرفه‌ای ژاپن نیز نقش داشت و به «پدر بیسبال
حرفه‌ای ژاپن» شهره است.

Tip

یومیئوری شیمبون

روزنامهٔ ملی ژاپنی، تأسیس ۱۸۷۴.
از بالاترین تیراژهای جهان برخوردار است و نفوذ قابل توجهی بر
افکار عمومی ژاپن دارد.
ماتسوتارو شوریکی حقوق مدیریت آن را در ۱۹۲۴ به دست آورد و
آن را به روزنامه‌ای مدرن و توده‌ای تبدیل کرد.

Tip

شرکت شبکهٔ تلویزیون نیپون (NTV)

در ۱۹۵۳ به‌عنوان نخستین ایستگاه تلویزیونی تجاری ژاپن آغاز
به کار کرد.
توسط ماتسوتارو شوریکی تأسیس شد.
واژهٔ «شبکه» در نام رسمی شرکت، چشم‌انداز شوریکی را بازتاب
می‌دهد: نه صرفاً یک پخش‌کنندهٔ تلویزیونی، بلکه یک بنگاه جامع
ارتباطاتی مبتنی بر شبکهٔ مایکروویو.

Tip

تِتسوئو آریما

استاد دانشگاه واسِدا (مطالعات رسانه).
با رمزگشایی اسناد محرمانهٔ آزادشدهٔ CIA در بایگانی ملی ایالات
متحده (NARA)، رابطهٔ ماتسوتارو شوریکی و CIA را به‌صورت تجربی
اثبات کرد. اثر اصلی‌اش «انرژی هسته‌ای، شوریکی و CIA: خوانش
تاریخ پنهان ژاپن پس از جنگ از روی اسناد محرمانه» (شینچو
شینشو، ۲۰۰۸) است.

Tip

PODAM (پُدام)

نام رمز CIA برای ماتسوتارو شوریکی در اسناد محرمانه.
CIA به‌طور معمول به همکارانش نام رمز اختصاص می‌داد و اسناد
آزادشده تأیید کرده‌اند که شوریکی در عملیات‌های مخفی CIA
همکاری داشت. این ارتباط از طریق پژوهش‌های پروفسور تتسوئو آریما
به‌طور گسترده شناخته شد.

Tip

سخنرانی «اتم برای صلح» رئیس‌جمهور آیزنهاور

در ۸ دسامبر ۱۹۵۳ توسط رئیس‌جمهور دوایت دی. آیزنهاور در مجمع
عمومی سازمان ملل ایراد شد.
این سخنرانی از استفادهٔ صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای حمایت می‌کرد.
در بستر مسابقهٔ تسلیحات هسته‌ای با اتحاد شوروی در جنگ سرد،
هدفش تقویت رهبری بین‌المللی آمریکا از طریق کاربرد صلح‌آمیز
فناوری هسته‌ای بود.
این سخنرانی به تأسیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) در
سال ۱۹۵۷ انجامید.

Tip

فیلم دیزنی «دوست ما اتم» (Our Friend the Atom)

برنامهٔ آموزش علمی تولیدشده توسط شرکت والت دیزنی در ۱۹۵۷.
از انیمیشن جذاب برای معرفی ظرفیت‌های استفادهٔ صلح‌آمیز از
انرژی هسته‌ای بهره برد.
همچنین نقش تبلیغاتی هم‌راستا با سیاست «اتم برای صلح» دولت
آیزنهاور داشت.
این برنامه از تلویزیون ژاپن پخش شد و به شکل‌گیری افکار عمومی
مساعد به انرژی هسته‌ای کمک کرد.

Tip

شیگِرو یوشیدا (۱۸۷۸–۱۹۶۷)

نخست‌وزیر ژاپن پس از جنگ (در سمت ۱۹۴۶–۱۹۴۷، ۱۹۴۸–۱۹۵۴).
انعقاد پیمان صلح سان‌فرانسیسکو (۱۹۵۱) و پیمان امنیتی
ژاپن-آمریکا را رهبری کرد و جهت‌گیری دیپلماتیک ژاپن پس از
جنگ را پایه‌گذاری نمود.
با اولویت‌دادن به بازسازی اقتصادی بر هر چیز دیگر، با طرح
شبکهٔ ارتباطات مایکروویو شوریکی مخالفت کرد.

Tip

شرکت عمومی تلگراف و تلفن نیپون

نهاد مخابراتی عمومی ژاپن، تأسیس ۱۹۵۲. انحصار خدمات تلفن و
تلگراف را در اختیار داشت و مسئول ساخت زیرساخت ارتباطاتی ژاپن
بود. در ۱۹۸۵ خصوصی‌سازی شد و به شرکت نیپون تلگراف و تلفن
(NTT) تبدیل گردید. امروزه گروه NTT بزرگ‌ترین شرکت مخابراتی
ژاپن است.

Tip

جنایتکار جنگی ردهٔ الف

رهبران ژاپنی که از سوی دادگاه نظامی بین‌المللی خاور دور
(محاکمات توکیو، ۱۹۴۶–۱۹۴۸)، تأسیس‌شده توسط متفقین پس از
جنگ جهانی دوم، به «جنایت علیه صلح» متهم شدند.
بیست‌وهشت نفر بازداشت شدند و هفت نفر — از جمله نخست‌وزیر پیشین
هیدکی توجو — اعدام شدند.
ماتسوتارو شوریکی به اتهام جنایتکار جنگی ردهٔ الف بازداشت و
زندانی شد اما بدون کیفرخواست آزاد گردید.

Tip

زندان سوگامو

زندانی در منطقهٔ توشیما، توکیو.
پس از جنگ توسط فرماندهی عالی نیروهای متفق (SCAP) به‌عنوان
بازداشتگاه جنایتکاران جنگی استفاده شد.
بسیاری از مظنونان جنایات جنگی از جمله متهمان ردهٔ الف در آنجا
نگهداری شدند. پس از آزادی آخرین جنایتکار جنگی در ۱۹۵۸، زندان
در ۱۹۷۱ تخریب شد. اکنون مجتمع تجاری «سان‌شاین سیتی» در محل
آن قرار دارد.

Tip

انجمن صنعتی اتمی ژاپن (JAIF)

تشکل صنعتی بخش هسته‌ای، تأسیس ۱۹۵۶.
حدود ۴۰۰ عضو شامل شرکت‌های برق، سازندگان رآکتور، شرکت‌های
ساختمانی و مؤسسات مالی دارد.
کازوهیسا موری (۱۹۲۵–۲۰۱۰) سال‌ها نایب‌رئیس بود و نقش پل
میان صنعت و دانشگاه در سیاست هسته‌ای ژاپن را ایفا کرد.

Tip

شوهِی میاهارا

فیزیک‌دان و استاد دانشگاه هوکایدو.
از دانشمندانی بود که در کمیسیون انرژی اتمی موضع انتقادی نسبت
به فشار رئیس شوریکی برای ساخت زودهنگام نیروگاه اتمی گرفت و
بر اهمیت پژوهش بنیادی تأکید کرد.

Tip

کوجی فوشیمی (۱۹۰۹–۲۰۰۸)

فیزیک‌دان و استاد افتخاری دانشگاه اوساکا.
به پژوهش‌هایش در مکانیک آماری شهره بود.
پس از جنگ، همراه با سِیجی کایا، در شورای علمی ژاپن خواستار
از سرگیری پژوهش انرژی اتمی شد.
با وجود حمایت از استفادهٔ صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای، پیوسته نسبت
به ورود شتاب‌زدهٔ آن بدون رویهٔ علمی مناسب ابراز نگرانی
می‌کرد.
بعدها عضو مجلس مشاوران (مجلس بالا) نیز شد.

Tip

فدراسیون شرکت‌های برق ژاپن (FEPC)

تشکل صنعتی متشکل از ده شرکت بزرگ برق ژاپن. تأسیس ۱۹۵۲.
مواضع یکپارچهٔ صنعت در سیاست انرژی را هماهنگ می‌کند، توصیه‌های
سیاستی به دولت ارائه می‌دهد و تولید انرژی هسته‌ای را ترویج
کرده است.
نفوذ چشمگیری بر سیاست انرژی ژاپن دارد.


بخش چهارم: آنچه پس از رفتن یوکاوا رخ داد


استعفای یوکاوا فراتر از رفتن یک عضو کمیسیون بود.

تحت شعار «نتایج سریع به جای پژوهش بنیادی»، استعفای یوکاوا
خروج دسته‌جمعی پژوهشگران از سیاست هسته‌ای دولت را رقم زد.

به فضایی که دانشمندان خالی کرده بودند، جمعیت دیگری هجوم آورد.
شرکت‌های بازرگانی، تولیدکنندگان، پیمانکاران عمومی، بانک‌ها —
منافع تجاری که تحت ساختاری به محوریت شوریکی و دستگاه سیاسی-صنعتی،
ورود زودهنگام رآکتورها را پیش بردند در حالی که دیدگاه‌های علمی
به حاشیه رانده شدند.

در سال ۱۹۵۸، تصمیم به واردات رآکتور بریتانیایی کالدر هال گرفته
شد. مشکلی جدی کشف شد: رآکتور مطلقاً هیچ طراحی مقاوم در برابر
زلزله نداشت. سه سال طول کشید تا با بازسازی، رآکتور سرانجام
در ۱۹۶۶ در توکای-مورا به‌عنوان نخستین نیروگاه اتمی تجاری ژاپن
به بهره‌برداری رسید. از همان ابتدا دچار مشکلات شد، از جمله
خاموشی‌های اضطراری اندکی پس از شروع انتقال برق.

آنچه یوکاوا از آن می‌ترسید این بود که فناوری انرژی هسته‌ای بدون
فهم بنیادین ماهیتش وارد شود.

در یک نیروگاه اتمی، سوخت حتی پس از خاموش‌شدن رآکتور، همچنان
به‌تنهایی گرما تولید می‌کند. اگر این «گرمای واپاشی» به‌طور
مداوم خنک نشود، سوخت زیر حرارت خودش ذوب می‌شود. این همان ذوب
هسته‌ای است.

به عبارت دیگر، این فناوری‌ای است که صرفاً با خاموش‌شدن، ایمن
نمی‌شود. حتی پس از خاموشی باید بی‌وقفه خنک شود.

این امر به نیروی انسانی‌ای نیاز داشت که فناوری را در عمقش
بفهمد، و پژوهش بنیادی بومی. شتاب شوریکی به سوی «نتایج زودهنگام
از طریق فناوری وارداتی» دقیقاً همین بنیاد را دور زد.

۱۱ مارس ۲۰۱۱. زلزلهٔ بزرگ شرق ژاپن.

در نیروگاه اتمی فوکوشیما دایئیچی، زلزله و سونامی سیستم‌های
خنک‌کننده را از کار انداختند. سوخت که دیگر نمی‌توانست گرمای
واپاشی‌اش را دفع کند، ذوب شد. ذوب هسته‌ای رخ داد.

آنچه یوکاوا ۵۵ سال پیش با ندای «نهایت احتیاط» هشدار داده بود،
واقعیت یافت.

رآکتورهای وارداتی از ایالات متحده و بریتانیا، با وجود فروش
به‌عنوان فناوری اثبات‌شده، سرشار از نقص بودند. هشدار یوکاوا مبنی
بر اینکه «وابستگی بیش از حد به فناوری وارداتی استقلال را تضعیف
خواهد کرد» به‌طرزی تراژیک درست از آب درآمد.

اما آن زمان دیگر دیر شده بود.

Tip

رآکتور کالدر هال

رآکتوری با کُندکنندهٔ گرافیت و خنک‌کنندهٔ گاز، ساخت بریتانیا.
در سال ۱۹۵۶ در سِلافیلد، انگلستان، به‌عنوان نخستین نیروگاه
اتمی تجاری جهان به بهره‌برداری رسید.
نخستین رآکتور تجاری وارد ژاپن از این نوع بود و در ۱۹۶۶ در
ایستگاه برق توکای در توکای-مورا، استان ایباراکی شروع به کار
کرد.
بعدها به‌طور گسترده شناخته شد که طراحی اصلی از یک رآکتور
نظامی تولید پلوتونیوم اقتباس شده بود.

Tip

توکای-مورا

دهکده‌ای در شهرستان ناکا، استان ایباراکی.
حدود ۱۲۰ کیلومتر شمال‌شرقی توکیو واقع شده و زادگاه صنعت
انرژی هسته‌ای ژاپن است.
مؤسسهٔ پژوهش انرژی اتمی ژاپن (اکنون آژانس انرژی اتمی ژاپن)
در ۱۹۵۷ در آنجا تأسیس شد و نخستین رآکتور هسته‌ای تجاری ژاپن
در ۱۹۶۶ به بهره‌برداری رسید.
در ۱۹۹۹، حادثهٔ بحرانیت JCO در تأسیساتی برای فرآوری سوخت
هسته‌ای دو کارگر را کشت و نخستین حادثهٔ بحرانیت ژاپن شد.

Tip

فاجعهٔ هسته‌ای فوکوشیما دایئیچی

حادثهٔ هسته‌ای در نیروگاه اتمی فوکوشیما دایئیچی متعلق به شرکت
برق توکیو، ناشی از زلزلهٔ بزرگ شرق ژاپن در ۱۱ مارس ۲۰۱۱
(زلزله‌ای به بزرگی ۹٫۰ و سونامی با ارتفاع موج تا حدود ۱۵ متر).

در مقیاس بین‌المللی رویدادهای هسته‌ای (INES) در سطح ۷ — شدیدترین
طبقه‌بندی — ارزیابی شد و در کنار فاجعهٔ چرنوبیل ۱۹۸۶ از
بدترین حوادث هسته‌ای تاریخ بشر به شمار می‌رود.
در رآکتورهای ۱، ۲ و ۳ ذوب هسته‌ای رخ داد و مقادیر عظیمی
مواد رادیواکتیو به محیط زیست آزاد شد.
حدود ۱۶۰٬۰۰۰ نفر مجبور به تخلیه شدند و تا سال ۲۰۲۶ — ۱۵ سال
پس از حادثه — مناطق ممنوعه همچنان باقی است.
پیش‌بینی می‌شود برچیدن نیروگاه دست‌کم ۳۰ تا ۴۰ سال طول بکشد.

Tip

ذوب هسته‌ای (ذوب هستهٔ رآکتور)

وضعیتی که در آن عملکرد خنک‌کنندهٔ رآکتور هسته‌ای از بین می‌رود
و سوخت هسته‌ای بر اثر گرمای واپاشی خودش ذوب می‌شود.
گرمای واپاشی، گرمایی است که بر اثر واپاشی رادیواکتیو مواد درون
سوخت همچنان تولید می‌شود، حتی پس از خاموش‌شدن رآکتور (یعنی پس
از توقف واکنش زنجیره‌ای شکافت).

رآکتور هسته‌ای دستگاهی نیست که با «زدن کلید خاموش» ایمن شود.
حتی پس از خاموشی باید برای مدت طولانی به‌طور مداوم خنک شود.

این ویژگی، مدیریت ایمنی انرژی هسته‌ای را از بنیاد با تمام
روش‌های دیگر تولید برق متفاوت می‌سازد.


بخش پنجم: مورد آمودی — همان ساختار، همان درگیری


هفتاد سال پس از رویارویی یوکاوا و شوریکی.

در سال ۲۰۲۶، داریو آمودی خود را درون همان ساختار می‌یابد.

صاحبان قدرت می‌خواهند: «عجله کنید و فناوری را به کار ببندید.»
دانشمند مقاومت می‌کند: «اگر بنیادها را نادیده بگیرید، میراثی از
فاجعه بر جا خواهید گذاشت.» شکاف پُر نمی‌شود و دانشمند کنار
گذاشته می‌شود.

هنگامی که ماتسوتارو شوریکی اعلام کرد «طی پنج سال نیروگاه اتمی
می‌سازیم»، یوکاوا خواستار «نهایت احتیاط» شد.

هنگامی که وزیر دفاع پیت هِگسِت خواستار «دسترسی نامحدود برای تمام
مقاصد قانونی» شد، آمودی پاسخ داد: «اجازه نمی‌دهیم برای نظارت
گسترده یا تسلیحات تمام‌خودکار استفاده شود.»

هنگامی که شوریکی غرید «خفه شو، بوروکرات بی‌اهمیت!»، هگست
اولتیماتوم داد: «تا ساعت ۵:۰۱ عصر جمعه تصمیم بگیرید.»

پس از استعفای یوکاوا، دانشمندان رفتند و دستگاه سیاسی-صنعتی
کنترل سیاست هسته‌ای را به دست گرفت. در همان روزی که آمودی کنار
گذاشته شد، OpenAI قراردادی با وزارت دفاع امضا کرد.

و استفادهٔ نظامی از هوش مصنوعی همان نقص ساختاری ذوب هسته‌ای
رآکتور را دارد.

نیروگاه‌های اتمی فناوری‌ای بودند که صرفاً با خاموش‌شدن ایمن
نمی‌شدند. استفادهٔ نظامی از هوش مصنوعی هم همین‌طور است. وقتی
هوش مصنوعی عمیقاً در سیستم‌های نظامی جای می‌گیرد، حتی پس از
کناره‌گیری توسعه‌دهندگان، به کار ادامه می‌دهد.

در ۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، تنها ساعاتی پس از آنکه رئیس‌جمهور دونالد
ترامپ دستور توقف سیستم‌های Anthropic را صادر کرد، Claude در عملیات
اپیک فیوری علیه ایران به کار گرفته شد. همان فناوری‌ای که ممنوع
شده بود، در عملیاتی به‌کار رفت که همان دولت صادرکنندهٔ ممنوعیت
دستورش را داده بود.

«حتی وقتی متوقفش می‌کنی، متوقف نمی‌شود» — ساختاری است که
به‌طرز حیرت‌آوری با نیروگاه اتمی یکسان است: اگر گرمای واپاشی‌اش
به‌طور مداوم خنک نشود، ذوب هسته‌ای رخ می‌دهد.

۵۵ سال طول کشید تا درستی هشدار یوکاوا در فوکوشیما ثابت شود.
اثبات درستی هشدار آمودی چقدر طول خواهد کشید؟

یا شاید باید سؤال را طور دیگری مطرح کرد.
آیا می‌توان پیش از رسیدن اثبات، جلوی‌اش را گرفت؟


بخش ششم: «آرزوی صلح» — واپسین سخنان یوکاوا


حتی پس از استعفا از کمیسیون انرژی اتمی، هیدکی یوکاوا از مبارزه
دست نکشید.

در سال ۱۹۶۲، نخستین کنفرانس دانشمندان کیوتو را در معبد ذِن
تِنریو-جی در کیوتو ریاست کرد. بر پایهٔ اصول بیانیهٔ راسل-اینشتین،
جهان را به معاهدهٔ منع سلاح‌های هسته‌ای فراخواند.

در سال ۱۹۷۵، نخستین سمپوزیوم پاگواش در ژاپن را در کیوتو با عنوان
«پیشنهادهای نوین برای خلع سلاح هسته‌ای کامل» ترتیب داد. با وجود
گذراندن بیماری سختی، حضور یافت و همراه با سین-ایتیرو تومونگا
«فراسوی بازدارندگی هسته‌ای: بیانیهٔ یوکاوا-تومونگا» را صادر
کرد. بیانیه‌ای بود که به‌طور منطقی اثبات می‌کرد بازدارندگی هسته‌ای
صلح نمی‌آورد.

در سال ۱۹۸۱، در کنفرانس دانشمندان کیوتو، خواستار الغای سلاح‌های
هسته‌ای و نظم جهانی نوین شد.

ده روز بعد، از بستر بیماری، یک نوشته نگاشت.

«آرزوی صلح.»

آخرین نوشتهٔ هیدکی یوکاوا بود. سه ماه بعد، در ۸ سپتامبر ۱۹۸۱،
درگذشت — هشت سال پیش از پایان جنگ سرد.

در پارک یادبود صلح هیروشیما، سنگ‌نبشته‌ای ایستاده با شعری تانکا
از یوکاوا:

«ای روح بلا، هرگز دوباره به اینجا بازمگرد / اینجا تنها جای
کسانی است که برای صلح دعا می‌کنند.»

«ماگاتسوهی» به خدای بلا و بدبختی در اساطیر ژاپنی اشاره دارد.

این دعا برای عصر هسته‌ای نوشته شد.
اما اکنون، با همان سنگینی در عصر هوش مصنوعی نیز طنین‌انداز است.

Tip

تِنریو-جی

معبد اصلی شاخهٔ تنریو-جی از مکتب رینزای بودیسم ذن، واقع در
ساگا، منطقهٔ اوکیو، کیوتو.
در سال ۱۳۳۹ توسط آشیکاگا تاکائوجی برای آرامش روح امپراتور
گو-دایگو بنیان نهاده شد.
میراث جهانی یونسکو است.
در ۱۹۶۲، هیدکی یوکاوا نخستین کنفرانس دانشمندان کیوتو را در
این معبد ریاست کرد.

Tip

سین-ایتیرو تومونگا (۱۹۰۶–۱۹۷۹)

فیزیک‌دان نظری، زادهٔ توکیو.
برای توسعهٔ نظریهٔ بازهنجارش، جایزهٔ نوبل فیزیک ۱۹۶۵ را
به‌طور مشترک با ریچارد فاینمن و جولیان شوینگر دریافت کرد.
او و هیدکی یوکاوا هم‌دورهٔ دانشگاه امپراتوری کیوتو و دوستان
عمر در دانش بودند.
این دو ستون‌های دوقلوی فیزیک نظری ژاپن شمرده می‌شوند.
در «بیانیهٔ یوکاوا-تومونگا» (۱۹۷۵)، به‌طور مشترک اثبات کردند
که بازدارندگی هسته‌ای صلح واقعی نمی‌آورد.

Tip

کنفرانس دانشمندان کیوتو

نشستی از دانشمندان ژاپنی دربارهٔ صلح و خلع سلاح هسته‌ای که
نخستین بار در ۱۹۶۲ در کیوتو به رهبری هیدکی یوکاوا برگزار شد.
با حمل روح بیانیهٔ راسل-اینشتین، به منع سلاح‌های هسته‌ای و
مسئولیت اجتماعی دانشمندان پرداخت.
غالباً به‌عنوان همتای ژاپنی کنفرانس‌های پاگواش توصیف می‌شود و
آرمانی بود که یوکاوا تا پایان عمر وقف آن شد.

Tip

پارک یادبود صلح هیروشیما

پارکی در منطقهٔ ناکا، هیروشیما.
برای بزرگداشت قربانیان بمباران اتمی ۶ اوت ۱۹۴۵ و دعا برای
صلح پایدار جهانی ساخته شد.
در محوطهٔ پارک، گنبد بمب اتم (میراث جهانی یونسکو)، موزهٔ
یادبود صلح هیروشیما و یادمان قربانیان بمب اتم و بناهای دیگر
قرار دارند.
هر سال در ۶ اوت، مراسم یادبود صلح برگزار می‌شود و بازدیدکنندگان
از سراسر جهان حضور می‌یابند.

Tip

«ای روح بلا، هرگز دوباره به اینجا بازمگرد / اینجا تنها جای
کسانی است که برای صلح دعا می‌کنند.»

شعر تانکا سرودهٔ هیدکی یوکاوا.
بر یادمانی در پارک یادبود صلح هیروشیما حکاکی شده است.
«ماگاتسوهی» برگرفته از ماگاتسوهی-نو-کامی، خدای بلا و
بدبختی در اساطیر ژاپنی است.
معنای شعر: «ای روح فاجعه، هرگز به اینجا بازمگرد. اینجا تنها
جای کسانی است که برای صلح دعا می‌کنند.»
دعایی است برای آنکه هولناکی بمباران اتمی هرگز تکرار نشود.


سخن پایانی: پس‌تاب جاودانه


آلبرت اینشتین سه امضا بر جا گذاشت.
در ۱۹۰۵، مقاله‌ای از علم ناب.
در ۱۹۳۹، نامه‌ای که بر توسعهٔ سلاح اصرار داشت.
در ۱۹۵۵، بیانیه‌ای که خواستار الغای سلاح هسته‌ای بود.

هیدکی یوکاوا سه نبرد جنگید.
در دوران جنگ، کشمکشی درونی با بسیج علم برای مقاصد نظامی.
در ۱۹۵۶، رویارویی با شوریکی در کمیسیون انرژی اتمی.
و مبارزه‌ای به درازای عمر برای خلع سلاح هسته‌ای.

آیا رنج و هشدارهای این دو فیزیک‌دان محو شده‌اند؟

نه، محو نشده‌اند.

داریو آمودی نسخه‌ای از «ساختن بمب اتم» اثر ریچارد رودز را در
دفترش در Anthropic نگه می‌دارد. صادرات تراشه‌های هوش مصنوعی را به
اشاعهٔ سلاح‌های هسته‌ای تشبیه کرده و همچنان به صاحبان قدرت
می‌گوید: «با وجدانم نمی‌توانم این را بپذیرم.»

او آشکارا درس اینشتین را دریافت کرده است.

اما داستان هیدکی یوکاوا چه؟ رویارویی با شوریکی در کمیسیون انرژی
اتمی، فریاد «نهایت احتیاط»، و این واقعیت که ۵۵ سال بعد هشدارش
در فوکوشیما به حقیقت پیوست — چه کسی این تاریخ را به جهان رسانده
است؟

ژاپن تجربهٔ تاریخی لازم برای فهم این ساختار را در اختیار دارد.
کشوری که اینشتین دوستش داشت.
کشوری که بمب‌های اتمی بر آن فرو افتادند.
کشوری که در آن یوکاوا جنگید، هشدارهایش شنیده نشد و حقانیتش
اثبات گردید.
کشوری که فوکوشیما را تجربه کرد.

دقیقاً به این دلیل که مردم ژاپن تمام این زنجیرهٔ تاریخ را با خود
حمل می‌کنند، باید توانسته باشند معنای مبارزهٔ آمودی را دریابند.
با این حال تنها ۱۵ سال پس از فاجعهٔ فوکوشیما، موافقت با
بازراه‌اندازی نیروگاه‌های اتمی از مخالفت پیشی گرفته و نخست‌وزیری
که بازنگری در سه اصل غیرهسته‌ای را بررسی کرده با اکثریتی قاطع
حمایت می‌شود.
بسیاری از نسل جوان فوکوشیما را فقط «چیزی که در کودکی‌شان اتفاق
افتاد» به خاطر دارند.

داشتن تاریخ و فهمیدن تاریخ یکی نیست. و پانزده سال برای از
دست‌دادن آن فهم کافی بود.

با این همه، پس‌تاب محو نشده است.
دقیقاً چون محو نشده، این نوشته نگاشته شد. و شما همین الان آن را
می‌خوانید.

و فهمیدن، نخستین گام به سوی تنها نگذاشتنِ اوست.

«ای روح بلا، هرگز دوباره به اینجا بازمگرد / اینجا تنها جای
کسانی است که برای صلح دعا می‌کنند.»

دعای یوکاوا برای عصر هسته‌ای نوشته شد.
اما در عصر هوش مصنوعی، دقیقاً همان دعا مورد نیاز است.

رنج اینشتین، هشدار یوکاوا —
به‌صورت پس‌تابی که هرگز محو نمی‌شود باقی مانده‌اند و هم‌اکنون
نیز در سکوت این جهان را فراگرفته‌اند.

دریافت آن پس‌تاب و رساندنش به نسل بعد —
این آرزوی این نوشته است.

Tip

ای روح بلا، هرگز دوباره به اینجا بازمگرد / اینجا تنها جای
کسانی است که برای صلح دعا می‌کنند.

ترجمهٔ تفسیری:

باشد که بلا هرگز دوباره به این هیروشیما نیاید.
بگذار آنان که فاجعه می‌آورند دیگر به اینجا نیایند.
اینجا تنها جای کسانی است که برای صلح دعا می‌کنند.

License

2023-2026 Copyright MikeTurkey All rights reserved.
Scope: This license applies to all non-code text content on miketurkey.com.
- Unauthorized copying and republication of this document is prohibited.
- Direct linking to this URL is permitted.
- If cited, summarized, or transformed, this copyright notice must be retained.
Photo: wikimedia Commons, Public domain

Back to the part 1 page.

Back to the English version